شهریار ؛ شاعری که عاشق اهل البیت و بلبل بیاد ماندنی آذربایجان و ملت ایران

به خاک من گذري کن چو گل گريبان
چاک که من چو لاله به داغ تو خفته ام در خاک
چو لاله در چمن آمد به پرچمي خونين
شهيد عشق چرا خود کفن نسازد چاک
سري به خاک فرو برده ام به داغ جگر
بدان اميد که آلاله بردمم از خاک
چو خط به خون شبابت نوشت چين جبين
چو پيريت به سرآرند حاکمي سفاک
بگير چنگي و راهم بزن به ماهوري
که ساز من همه راه عراق ميزد و راک
به ساقيان طرب گو که خواجه فرمايد
اگر شراب خوري جرعه اي فشان بر خاک
ببوس دفتر شعري که دلنشين يابي
که آن دل از پي بوسيدن تو بود هلاک
تو شهريار به راحت برو به خواب ابد
که پاکباخته از رهزنان ندارد باک
استاد شهريار صدها بيت شعر درباره شهيد و تجليل از خانواده شهدا دارند. هر پدر شهيدي كه در خانه استاد را ميزد (به ياد داشته باشيد كه استاد هيچ كس را نميپذيرفت) و فقط ميگفت من پدر شهيد هستم و براي سنگ قبر پسرم شعر ميخواهم مرحوم استاد بدون مقاومت شعر براي سنگ قبر شهيد مينوشت، الان شعرهاي بسيار زيادي روي سنگ قبر شهداي تبريز از استاد شهريار وجود دارد كه جايي چاپ نشده است.
شهريار هر گاه يك خانواده شهيد را ميديد از اول تا آخر ملاقات گريه ميكرد و با آنها همدردي ميكرد انگار كه فرزند خودش شهيد شده. گروههاي بسيج كه به جبهه اعزام ميشدند حتما در مراسم اعزام حاضر ميشد، لباس بسيجي ميپوشيد، پيشانيبند «ياحسين» ميبست و براي آنها شعر ميخواند. بارها به من اصرار ميكردند كه ايشان را جبهه ببرم اما ناتواني جسمي ايشان اجازه نميداد كه من قبول كنم اما ايشان در همه مراحل اعزام نيرو به جبهه شركت ميكرد. در اغلب مجالس ختم شهدا هم حاضر بود. معمولا هرگاه مراسم فاتحه براي چند شهيد برگزار ميشد استاد از اول تا آخر مجلس مينشستند و گريه ميكردند.
وقتي خبرنگار پرسيد بهترين شعر از نظر شما چيست گفت خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار ( روحش شاد )
دانلود شعر استاد شهریار برای شهدا جنگ تحمیلی
دانلود شعر استاد شهریار در اعزام بسیجیان به جبهه های جنگ

